كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
287
ده سفرنامه ( فارسى )
شمشير يا يك تفنگ خوب خريدارى مىكرديد ؟ اين نوع تزيينات متعلق به زنها است و كسى كه خود را يك مرد و يك سرباز مىداند از اين نوع لباسها نمىپوشد ؟ او شخصا اسب و سلاح سربازانش را بازرسى مىكند و جنگافزارهاى خوب و غير استفاده را از هم جدا و تفكيك مىنمايد . فرماندار تبريز كه اين واقعه را براى من تعريف مىكرد در حدود دويست قبضه تفنگ فتيلهاى را كه وليعهد آنها را غيرقابل استفاده تشخيص داده ، در خانه خود انبار كرده است . اين تفنگها را از تهران برايش ارسال داشته بودند او همه را به تنهايى مورد آزمايش و بازرسى قرار داد . فرماندار همچنين به من گفت كه او رفتارى آزادمنشانه با سربازان و زيردستان خود دارد و اغلب اوقات مبلغى به عنوان پاداش به آنها اعطا مىنمايد . هنگامى كه من از فرماندار در مورد خروج دو خانم فرانسوى ( جوانين و نرسيات ) از شهر ، كه چند روز قبل از ما وارد تبريز شده بودند پرسش نمودم ، او در جواب گفت آنها رفتهاند . عصر آن روز كه مراجعت كرد به من گفت كه پرسش شما و پاسخ خودم را در مورد خانمهاى فرانسوى براى شاهزاده نقل نمودم ليكن شاهزاده با عصبانيت فرياد كشيد كه چرا به او پاسخ خلاف دادهايد من اجازه نخواهم داد كه نوكرانم به كسى دروغ بگويند ، برو به او بگو كه آنها هنوز نرفتهاند من تصور مىكنم كه فرماندار واقعا گزارش اشتباهى در اين مورد دريافت داشته است . فرماندار مهارت شاهزاده را در سوارى و تيراندازى برايم نقل كرد و گفت كه او در حال تاخت مىتواند يك آهو را با يك گلوله از پاى درآورد يا پرندهاى را با يك تير كه از كمانش رها مىشود در هوا شكار نمايد و در حقيقت مىتوان گفت كه او در رديف سه تن از سواركاران بزرگ